-
[unable to retrieve full-text content]
[unable to retrieve full-text content]
*بعد از انتخابات آمریکا و مطرح شدن بایدن به عنوان پیروز رقابت دموکراتیکی که دولت وقت آمریکا مشروعیت آن را زیر سوال برده، ما شاهد افزایش مواضع ضدایرانی و گاهی تکراری عربستان سعودی در سایتها و رسانههای مختلف هستیم.
عربستان سعودی که امنیت و مشروعیت خود را بیرون از منطقه و در همنشینی با غرب و ایالات متحده تعریف کرده، از نتیجه انتخابات در آمریکا بسیار متضرر گشته و عصر طلایی خود را رو به پایان فرض میکند. سردمداران سعودی سعی کردند از ویژگیهای شخصیتی ترامپ که تندرو، تاجرمسلک و غیرقابل پیشبینی بود، نهایت استفاده را در جهت غلبه بر ایران به عنوان یک رقیب در منطقه ببرند. عربستان با حمایت ترامپ از طرق مختلفی مانند؛ برگزاری نشستها و رفت و آمدهای دیپلماتیک، تبلیغ شیعه هراسی، ایران هراسی، مشارکت در تحریمهای همه جانبه ایران، به بن بست کشاندن برجام، تلاش در جهت به صفر رساندن صادرات نفت ایران، تهدید و تطمیع متحدان منطقهای ایران جهت کاهش روابط با این کشور و حتی نزدیکی با اسراییل، سعی کرد تا ایران را منزوی نموده و به اجبار بر سر میز مذاکره با آمریکا بنشاند.
اما اینک چند هفته تا پایان دوران ترامپ، عربستان خود را بازنده این رقابت میبیند و علی رغم هزینه کردن بسیار زیاد و بر دوش کشیدن لقب گاو شیرده، به اهداف خود دست پیدا نکرده و به نوعی دچار سردرگمی و دستپاچگی شده است.
عربستان از یک سو در روزهای اخیر سعی دارد با تحریک ترامپ و برگزاری نشستهای محرمانه و رفت و آمدهای مشکوک در منطقه، پروژه حمله نظامی گسترده به ایران را دنبال کند، ولی با توجه به زمان بسیار محدود و درگیری ترامپ بر سر نتایج انتخابات، این اقدام را اثر بخش و قابل تحقق نمیداند. از سوی دیگر میکوشد علی رغم میل باطنی، به دوران ریاست جمهوری بایدن و چگونگی تنظیم روابط با او نیز فکر کند؛ لذا عربستان سعودی در هفتههای اخیر با توجه به مواضع انتخاباتی بایدن در ارتباط با برگشتن آمریکا به برجام و روی کار آمدن افرادی، چون جان کری، با کابوس برجام و برداشتن محدودیتهای اعمال شده توسط ترامپ دست و پنجه نرم میکند. سران عربستان که روزی بخاطر خروج آمریکا از برجام جشن گرفته بودند، اینک ازکابوس برگشتن آمریکا به برجام سوگوارند. در روزهای اخیر مواضع عربستان نسبت به ایران بسیار شبیه به مواضع این کشور در دوران اوباما است که سعی داشت برنامه هستهای ایران را تهدیدزا، مخرب و خطرناک برای منطقه جلوه دهد.
در واقع عربستان که در تمام دوران ترامپ، نتیجه دلخواه را در رقابت با ایران به دست نیاورده، اینک سعی دارد با موضع گیریهای کهنه و تکراری، برای بایدن در ارتباط با چگونگی تنظیم روابط با ایران نسخه بپیچد و با توجه رویکرد دموکراتها، بار دیگر راه فشار حداکثری به ایران را از طریق مذاکره و تحریم به او دیکته کرده و از نزدیکی ایران با آمریکا یا خروج ایران از انزوا جلوگیری کند. حتی در این ارتباط پیشنهاد حضور خود در هرگونه مذاکره با ایران و یا مشورت با این کشور قبل از مذاکر را در سر میپروراند و این ناشی از هراس و عدم اعتماد به دموکراتها و واهمه از هر گونه توافق بین ایران و غرب است.
عربستان که خود را آقای جهان اسلام و قدرت برتر منطقهای فرض میکند، به جای تعریف منافع همسو با همسایگان و دنبال کردن مقوله امنیت جمعی متکی بر داخل و تعقیب همگرایی منطقهای برای تامین صلح و امنیت پایدار در خاورمیانه، با مواضع ضد ایرانی خود به دنبال القای این فکر است که در خاورمیانه اگر قرار باشد دولتی موفق بوده و رشد کند، باید دولت دیگر را از قدرت پایین کشیده و قربانی کند. این موضوع با همگرایی و تحقق نظام منطقهای پایدار منافات داشته و ضمن ایجاد فضایی برای دخالت بیگانگان و تامین منافع آنها، آینده خاورمیانه را در هالهای از ابهام فرو میبرد.
*ابوطالب احمدی اُرکُمی، دکترای مطالعات جنوب غرب آسیا
به گزارش «تابناک» به نقل از روزنامه همشهری، وقتی ساندرو پل، داور مجارستانی بازی ایران و استرالیا، سوت پایان بازی را به صدا درآورد، قریب به اتفاق فوتبالدوستان ایرانی مبهوت مانده بودند و برایشان دور از باور بود که بازیکنان ایرانی با ساقهای خسته، تیم پرستاره استرالیا را با فوجی از بازیکنان سرشناس تسلیم کردهاند. خداداد عزیزی، یکی از ستارههای بیچون و چرای فوتبال ایران در آن سالها، در بطن همه اتفاقات مهم این بازی قرار داشت. در مورد این بازی دراماتیک نقل قولهای بسیاری مطرح شده، اما خداداد عزیزی با گذشت 23سال هنوز حرفهای تازهای برای گفتن دارد و بازی ایران و استرالیا را نه یک مسابقه معمولی فوتبال که رویدادی فرهنگی و اجتماعی و عامل وفاق مردم در آن روز خاص میداند. به مناسبت هشتم آذر و سالگرد رویارویی ایران و استرالیا، با خداداد عزیزی، ستاره انگشتنمای این بازی نمادین گفتوگو کردهایم.
اصلا یادتان هست که سالگرد بازی ایران و استرالیاست؟
مگر میشود یادم برود. باورش سخت است که 23سال از این بازی گذشت.
در طول این سالها، بارها درباره اتفاقات ریز و درشت این بازی صحبت شده، اما کسی نمیگوید اصلا چرا نتوانستیم از گروهی که شامل عربستان و قطر و کویت بود صعود کنیم و کارمان به بازی پلیآف و بازی با استرالیا کشید.
واقعیت ماجرا این است که در دور رفت مسابقات مقدماتی جام جهانی 1998 خیلی خوب نتیجه گرفتیم اما در دور برگشت کارمان گره خورد. ما در دور برگشت، چین را بردیم و با کویت مساوی کردیم و بقیه بازیها را باختیم. استنباط من این است که حریفمان را دست کم گرفتیم و کار را تمامشده دانستیم. شاید تقدیرمان این بود که به بازی پلیآف با ژاپن برسیم و بعد از باخت میلیمتری به ژاپنیها، برسیم به بازی با استرالیا. باور کنید هنوز هم برایم قابل هضم نیست که فاصله 6 امتیازی با تیم دوم جدول را از دست دادیم و از گروهمان صعود نکردیم.
نیمه اول بازی با استرالیا فشار وحشتناکی به خط دفاعی تیم ملی ایران وارد شد اما انگار یک نفر از دروازه ما مراقبت میکرد. به عنوان بازیکن در داخل زمین چنین احساسی داشتید؟
بازی ایران و استرالیا از خیلی جهتها بسیار عجیب و بیتکرار است. من باور نمیکردم که بتوانیم استرالیا را ببریم و تصورم این بود که در برابر ژاپن کار را تمام کنیم اما در دقایق آخر آن بازی کم آوردیم و باختیم. در بازی رفت، استرالیا یک گل به ما زد و از گل زدهاش مراقبت میکرد و ما هم با فشار تماشاگر یک گل زدیم و بازی تمام شد اما خوشبینترین هوادار فوتبال در ایران فکرش را نمیکرد بتوانیم در ملبورن 2 بر 2 مساوی کنیم. این تنها نتیجهای بود که ما را به جام جهانی میبرد؛ چراکه اصلا کسی به باخت استرالیا در ملبورن فکر هم نمیکرد. آن روز خدا با ما بود و انگار استرالیا در برابر یک ملت قرار گرفته بود.
بعدها وقتی تومیسلا ایویچ، سرمربی تیم ملی ایران شد گفته بود ایران در نیمه اول باید 5 گل میخورد؟
به نظرم در همان 10دقیقه اول بازی باید 3 یا 4 گل میخوردیم اما احمدرضا عابدزاده آن روز خیلی درخشان بازی کرد. اگر من به عنوان مهاجم یک موقعیت را از دست بدهم کمتر کسی خرده میگیرد، اما وقتی دروازهبان در یک بازی 2 یا 3 گل بخورد زیر تیغ انتقادها قرار میگیرد. برای همین همیشه میگویم کار دروازهبانها در فوتبال خیلی سخت است. احمدرضا عابدزاده در فوتبال ایران روزهای خوب کم نداشت و بهنظرم بهترین دروازهبان تاریخ فوتبال ایران است اما در آن بازی چیز دیگری بود.
فکر میکنید اگر جز عابدزاده دروازهبان دیگری در چارچوب دروازه ایران بود به جام جهانی نمیرفتیم؟
بله، من اعتقاد دارم اگر عابدزاده نبود به جام جهانی نمیرفتیم.
البته خیلیها معتقدند سلسله اتفاقاتی باعث رقم خوردن آن نتیجه تاریخی و صعود به جام جهانی فرانسه شد و درخشش احمدرضا عابدزاده یکی از همان اتفاقات بود. فکر میکنید منبع انرژی عظیمی که به همه بازیکنان تزریق شد کجا بود؟
من فکر میکنم این انرژی از داخل ایران به ما رسید. اگر همین الان با فوتبالدوستان آن موقع که بین آنها پدربزرگها و مادربزرگها هم بودند درباره بازی با استرالیا صحبت کنید بدون تردید به شما میگویند وقتی بازی جریان داشت، سر سجاده بودند و برای موفقیت بچههای تیم ملی نماز میخواندند و دعا میکردند. البته انرژی عظیمی که از داخل ایران به ما میرسید مختص یک قشر خاص نبود. شاید از معدود روزهایی بود که همه مردم ایران، از بازاری و دکتر و مهندس و فقیر و غنی کنار هم قرار گرفتند. کم پیش میآید که شیرینیفروشیها به مردم شیرینی مجانی بدهند اما بعد از بازی ایران و استرالیا چنین کاری کردند. من معتقدم دعای خیر و انرژی مثبت مردم از دلهای صاف و صادق آمد و دستمان را گرفت. هر کسی به طریقی دل در گروی صعود ایران به جام جهانی داشت. چه دانشجویان و دانشآموزانی که برای دیدن آن بازی از درس و کلاس فرار کردند. وقتی 2 بر صفر از استرالیا عقب بودیم عدهای شیشه تلویزیونشان را شکستند و عدهای دیگر قهر کردند و قید تماشای بقیه بازی را زدند. همه این اتفاقات، نشانه همدلی و موج مثبتی بود که به سمت ما روانه میشد و اتفاقات داخل زمین را رقم میزد. احمدرضا عابدزاده بهترین بازی عمرش را انجام داد، علی دایی بهترین پاس زندگیاش را به من داد، کریم باقری محروم بود و قبل از بازی بخشیده شد تا گل اول را بزند، دفاع ما در نیمه اول ضعیف عمل کرد، اما در نیمه دوم و بهخصوص بعد از گل تساوی عالی عمل کرد. حتی جواد خیابانی بهترین گزارش عمرش را انجام داد.
گزارش جواد خیابانی هم به یاد ماندنی شد. مثلا بعد از گل دوم که شما به ثمر رساندید مدام تکرار میکرد «باز هم روی زمین». تاکتیک ایران در برابر استرالیا این بود که با وجود داشتن مهاجمی مثل علی دایی باز هم روی زمین بازی کند؟
من فکر میکنم منظور جواد خیابانی مارک بوسنیچ، دروازهبان نگونبخت استرالیا بود که باز هم از روی زمین گل خورد، وگرنه ما در آن بازی چیزی به نام تاکتیک نداشتیم. فوتبال ما اساسا تاکتیکی نبوده و الان هم نیست. این که برخی مربیان لیگ برتری ادا درمیآورند و میگویند ما یک فوتبال تاکتیکی بازی کردیم خندهدار است. فوتبال ایران از قدیم یک فوتبال کاملا احساسی و مبتنی بر تکنیک فردی و تعصب و غیرت بازیکنان بوده. مقابل استرالیا هم اصلا تاکتیک تیمی نداشتیم و هر دو گل روی نبوغ و تعصب بازیکنان به ثمر رسید.
آن صحنهای هم که والدیر ویرا، سرمربی برزیلی تیم ملی سیگارش را روی زمین انداخت و بعد از گل دوم دوباره آن را از روی زمین برداشت در ذهن تماشاگران ایرانی ماند. در این سالها نقلقولهای فراوانی درباره نقش مربی برزیلی در صعود ایران به جام جهانی فرانسه مطرح شده. درست است که میگویند ویرا در رقم خوردن این نتیجه نقشی نداشت؟
بدون تردید ویرا در رقم خوردن نتیجه این بازی نقش پررنگی داشت. قبل از بازی و بین 2 نیمه اتفاق خاصی در رختکن تیم ملی رخ نداد اما نقش ویرا در آمادگی ذهنی بازیکنان تیم ملی را نمیتوان کتمان کرد.
بعد از 23سال حرفی مانده که تاکنون در مورد این بازی نزده باشید؟
تنها حرفی که مانده این است که هیچ مسابقهای از جنس بازی ایران و استرالیا، دیگر در فوتبال ایران تکرار نخواهد شد.
تیم ملی در آن سالها بهسختی به جام جهانی رفت. الان هم شرایطی پیش آمده که تیم ملی راهش برای صعود به جام جهانی سخت شده است. فکر میکنید این تیم در نهایت میتواند به جام جهانی 2022 صعود کند؟
ما آن موقع با تیمی مواجه شدیم که تحت هر شرایطی فوتبال بازی میکرد و برای صعود به جام جهانی به ضد فوتبال متوسل نشد. استرالیا در لحظاتی که 2 بر صفر جلو بود باز حمله میکرد و همین فوتبال هجومی آنها باعث شد ناغافل 2 گل بخورند و قافیه را به ما ببازند اما تردید نداشته باشید که عراق و بحرین با یک دفاع اتوبوسی و برای وقتکشی به تهران میآیند.
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.
به گزارش «تابناک» به نقل از ایسنا، علی اعطا در حساب توییتری خود به خبر جذب 16 آتش نشان زن تا پایان آذر در شهرداری تهران اشاره کرد و نوشت: "سال 1818 بود که مولی ویلیامز، زن آفریقایی-آمریکایی در نیویورک برای اولین بار ?آتش نشان? شد، درست 202 سال پیش! سهم ایران از این حضور پرسابقه زنان در قامت ?آتش نشان?، اندک بوده و اغلب شکل و شمایل یک طرح جذاب را داشته تا تصمیمی واقعی! "
وی نوشت:" 14 سال پیش بود که در پی فراخوان آتش نشانی ?کرج? اولین آتش نشانان زنِ خاورمیانه در این شهر مشغول به کار شدند؛ البته پس از گذراندن آزمون های سنگین علمی و عملی. پس از آن طرح های مشابه دیگری هم برای جذب آتش نشانان زن در دیگر شهرها اجرا شد، اما مانع بزرگ بر سر آتش نشان شدن بانوان، تعریف آتش نشانی به عنوان فعالیتی مردانه بوده؛ در حالی که این تنها یک تصوّر یک بُعدی است. به باور بسیاری از آتش نشانان باتجربه، همه عملیات های آتش نشانی، الزاماً خاموش کردن آتش نیست و در بسیاری از موارد آتش نشانان با حوادث خاص دیگری روبرو می شوند که ضرورت حضور یک آتش نشان زن را دوچندان می کند."
اعطا ادامه داد: "تا به امروز در تهران آتش نشانانِ زن بیشتر در مانورها و برنامه های نمایشی و ... حضور داشته اند؛ اما انتشار خبر جذب 16 آتش نشان زن تا پایان آذر در شهرداری تهران، خبر خوشی است که نوید شکسته شدن طلسم حضور بانوان تهرانی را در قامت آتش نشان و شرکت آنان را در عملیات ها می دهد."